بارگذاری ...
خرد و جنون
جمعی
by nicky case • translated by hamed seyed-allaei
original in English
بارگذاری ... بازی کنیم!


آیزاک نیوتن می‌پنداشت که کارش خیلی درست است،
بالاخره او که حسابان و نظریه گرانش را پایه گذراری کرده،
باید بتواند از پسِ یک سرمایه گذاری اقتصادی برآید، نه؟
اما او معادل ۴٫۶۰۰٫۰۰۰ به ارزش دلار امروز را در حباب اقتصادی دریای جنوبی سال ۱۷۲۰ از دست داد.

نیوتن بعدها گفت:
«من می‌توانم حرکت اجرام سنگین را حساب کنم، اما دیوانگی مردم را نه.»
بیچاره نیوتن
و این تنها باری نبود که یک بازار،
یک نهاد یا یک دموکراسی فرومی‌پاشد — جنون جمعی.
و درست زمانی که از انسانیت ناامید می‌شوی، می‌بینی که مردم
که چطور با هم هماهنگ می‌شوند تا از طوفان نجات پیدا کنند، جوامع
برای مشکلاتشان راه حل پیدا می‌کنند، و مردم برای رسیدن به
دنیایی بهتر می‌کوشند — خرد جمعی!
اما چه می‌شود که جمعی مجنون یا خردمند می‌شود؟
هیچ نظریه‌ای نمی‌تواند همه چیز را توضیح دهد، با این وجود به نظر من
علم شبکه , می‌تواند ما را راهنمایی کند!
ایده اصلی این است: برای درک رفتار جمع، ما نباید به رفتار فرد نگاه کنیم،
باید نگاه کنیم به ... ... ارتباطات آنها.
بیا یک شبکه بکشیم!
هر اتصال نمایانگر یک رابطه دوستی میان دو نفر است:
با خط کشیدن وصل کن با خط زدن     قطع کن هر وقت که خط خطی کردنت تمام شد، بیا که ادامه بدهیم
ارتباطات اجتماعی فقط به درد کشیدن شکل‌های خوشگل نمی‌خورند. مردم دنیا را از طریق ارتباطات اجتماعی‌شان می‌بینند. به عنوان مثال، مردم به رفقایشان نگاه می‌کنند تا ببینند که چه درصدی از جامعه به صورت افراطی عرق می‌خورند. اتصالات را اضافه و کم کن و ببین چه اتفاقی می‌افتد!
فهمیدم شبکه‌ها می‌توانند ما را فریب دهد. همانطور که زمین تخت به نظر می‌رسد چون ما روی آن هستیم، مردم ممکن است درک اشتباهی از جامعه داشته باشند چون در آن هستند.
اختیاری با نمره اضافه! ↑
پیوند و ارجاع ↓

به عنوان مثال، تحقیقی در سال ۱۹۹۱ انجام شد که نشان می‌داد «تقریباً همه دانشجویان باور داشتند که دوستانشان بیشتر از آنها عرق می‌خورند.» چطور چینین چیزی ممکن است؟ الان با کشیدن یک شبکه خودت جوابش را پیدا می‌کنی. خوب حالا وقت این است که ... همه را گول بزنی
وقت پازل!
همه را طوری فریب بده که فکر کنند اکثریت دوستانشان (دست کم ۵۰٪ ) عرق خور هستند. (حتی با وجود اینکه عرق خورها به نسبت دو به یک در اقلیت هستند!)
فریب خورده: نفر از ۹ نفر تبریک! تو با مهارت کاری کردی که یک گروه از دانشجویان باور کنند که عادت ناپسند عرق خوری همه گیر است! کارت عالی بود! ...، ممنون؟ چیزی که ایجاد کردی اسمش توهم اکثریت است. توهم اکثریت توضیح می‌دهد که چرا مردم می‌پندارند که باور سیاسی آنها باور سیاسی اکثریت است، و یا اینکه چرا همه گیری افراط گرایی کمتر از آنی است که به نظر می‌رسد. جنون. اما مردم به منفعلانه ایده‌ها و رفتارهای دیگران را فقط مشاهده نمی‌کنند، بلکه فعالانه از آنها پیروی هم می‌کنند. خوب حالا بیایید به شبکه‌ای نگاه کنیم که دانشمندان اسمش را گذاشته اند ... سرایت!
در شکل زیر، یک نفر هست که اطلاعاتی دارد، اطلاعاتی نادرست، این روزها به آن اخبار جلعی می‌گویند. این آدم هر روز مثل یک ویروس شایعه را در میان دوستانش پخش می‌کند. و آنها هم آنرا میان دوستانشان پخش می‌کنند و ...
شبیه سازی را شروع کن!
(هنگام شبیه سازی نمی‌توانی چیزی بکشی)
سرایت می‌تواند خوب یا بد (یا خنثی یا مبهم) باشد. شواهد آماری قویی هست که سیگار کشیدن، سلامتی، شادی، الگوهای رأی دادن و میزان همکاری «مسری» هستند -- حتی شواهدی هست که خودکشی و تیراندازی جمعی هم مسری هستند. افسرده کننده است
واقعاً اینطور است! بگذریم، وقت پازل است!
یک شبکه بکش که بعد از اجرای شبیه‌سازی، همه با آلوده به واگیر شوند.
(قانون جدید: ارتباطات کلفت را نمی‌توانی قطع کنی.)
بسیار عالی!
اسم این گسترش جنون آبشار اطلاعات است. آقای نیوتن در سال ۱۷۲۰ به دام چنین آبشاری افتاد. مؤسسات مالی در سال ۲۰۰۸ هم به دام چنین آبشاری افتادند.

اما این شبیه‌سازی غلط است! اکثر ایده‌ها مثل ویروس پخش نمی‌شوند، باید بیش از یک بار با یک ایده یا رفتار مواجه شوی تا به آن آلوده شوی. برای همین دانشمندان علم شبکه راه دیگری معرفی کردند که بتواند گسترش ایده‌ها و رفتارها را شرح دهد. و اسمش را گذاشتند ... واگیرهای پیچیده
بیایید به مثال «آستانه» و عرق خوری بازگردیم! بار اولی که با این بازی کردی مردم رفتارشان را تغییر ندادند.

حالا بیا شبیه سازی کنیم ببینیم چه می‌شود اگر مردم عرق خور شوند به شرط اینکه بیشتر از نیمی از دوستانشان عرق خور باشند! قبل از اینکه شبیه سازی را شروع کنید، فکر کن ببین چه چیزی ممکن است رخ دهد.

حالا شبیه‌سازی را اجرا کن و ببین چه اتفاقی می‌افتد!
برعکس واگیر «اخبار جعلی» , این واگیر به همه سرایت نمی‌کند ! چند نفر اول آلوده می‌شوند، هر چند که تنها با یک عرق خور در تماس هستند، اما آن یک عرق خور ٪۵۰ از دوستانشان است. (آره، تنها هستند) بر خلاف این، نفرات آخر زنجیره آلوده نشدند، هر چند که یک دوست عرق خور داشت، اما از آستانه ٪۵۰ رد نشد.
درصد نسبی دوستان آلوده مهم است. و این تفاوت میان تئوری واگیرهای پیچیده ، و تئوری واگیرهای ساده ما است که مثل یک ویریوس پخش می‌شوند. (به عبارتی «واگیرهای ساده» واگیرهایی با آستانه ٪۰ هستند.)
با این همه، واگیرها الزاماً بد نیستند — صحبت از جنون جمعی کافی است ، چطور است بپردازیم به ... خرد جمعی؟
اینجا ما یک آدمی داریم که داوطلب شده ... من چه می‌دونم، آدمها را از طوفان نجات بدهد، برای بچه‌های محروم محل قصه بخواند، یا یک کار باحالی از این قبیل. نکته این است که یک واگیر پیچیده «خوب» است. بیایید فرض کنیم ایندفعه آستانه ٪۲۵ است — ملت به این شرط حاضر هستند داوطلب بشوند که ٪۲۵ و یا بیشتر دوستانشان داوطلب شده باشند. نیت خیر به یک کم تشویق اجتماغی نیاز دارد.

← همه را با حس خوب «آلوده» کن!
توجه: داوطلب شدن تنها یکی از واگیرهای پیچیده فراوان است! مثال‌های دیگری از واگیرها اینها هستند: مشارکت رأی دهندگان، عادت‌های زندگی، به چالش کشیدن اعتقادات، وقت گذاشتن برای درک عمیق یک مشکل — و هرچیزی که به بیش از یک «مواجه» نیاز داشته باشد. واگیرهای پیچیده الزاماً خردمندانه نیستند، اما خردمند بودن یک واگیر پیچیده است.
(خوب حالا واگیرهای ساده در واقعیت چی هستند؟ معمولاً مثل اطلاعات بیخودی مثل «صاریغ ۱۳ تا پستان دارد» ) حالا برای اینکه واقعاً قدرت ناشناخته واگیرهای پیچیده را نشان دهیم، بیا و دوباره نگاهی بیاندازیم ... ... به یک معمای قبلی
این را یادت می‌آید؟ اینبار، با یک واگیر پیچیده ، یک کم سخت‌تر خواهد بود ...
سعی کن همه را با خرد پیچیده آلوده کنی!
(با خیال راحت دکمه «شروع» را بزن و هر تعداد راه حل را که خواستی امتحان کن) چه باحال
حالا احتمالا فکر می‌کنی که برای پخش واگیرها فقط باید اتصالات را زیاد کرد، پیچیده یا ساده، خوب یا بد، خردمندانه یا دیوانه وار. اما واقعاً اینطور است؟ بیایید دوباره بررسی کنیم ... ... یک پازل قدیمی را
اگر دکمه «شروع» را بزنی، واگیر پیچیده به همه سرایت خواهد کرد. غیر منتظره نیست. اما حالا بیا مخالف هر چه که تا حالا انجام دادیم را انجام بدهیم: یک شبکه بکش که از سرایت واگیر به همه پیشگیری کند!
دیدی؟ درحالیکه اتصالات بیشتر همیشه به پخش ایده‌های ساده کمک می‌کنند، اتصالات بیشتر می‌تواند جلوی پخش ایده‌های پیچیده را بگیرد! (باعث شد به فکر اینترنت بیافتی، نه؟) و این فقط یک مسئله نظری نیست. این می‌تواند موضوع زندگی باشد ... ... و مرگ.
آدمهای ناسا باهوش هستند. از نظریه‌های نیوتن استفاده کردند تا انسان را به ماه برسانند. به هر حال، داستان را کوتاه کنم، در سال ۱۹۸۶، برخلاف هشدار مهندسان , چلنجر را پرتاپ کردند، که منفجر شد و ۷ نفر را به کشتن داد. علت اصلی: آن روز صبح خیلی سرد بود.
علت کمتر اصلی: مدیر هشدار مهندسان را نادیده گرفت. چرا؟ به خاطر گروه زدگی . وقتی که یک گروه خیلی در هم تنیده است (که در رده‌های بالای یک سازمان معمول است)، در برابر ایده‌های پیچیده که باورها و شخصیت آنها را به چالش می‌کشد مقاوم می‌شود.
و اینطور است که سازمانها در دام جنون جمعی می‌افتند. اما چطور می‌توانیم برای خرد جمعی طراحی کنیم؟ جواب کوتاه دو کلمه‌ای: پیوند زدن و پل زدن
اتصالات خیلی کم باشد، ایده منتشر نمی‌شود.

اتصالات خیلی زیاد باشد، گرفتار گروه زدگی می‌شویم.
یک گروه بکش که درست به اندازه مطلوب باشد: به انداز کافی اتصال داشته باشد که یک ایده پیچیده را منتشر کند!
بسیار ساده! تعداد اتصالات درون یک گروه سرمایه اجتماعی پیوندی نامیده می‌شود. اما چه می‌شود گفت درباره اتصالات ... ... میان گروه‌ها؟ احتمالاً تا حالا حدس زدی که تعداد اتصالات میان گروه‌ها سرمایه اجتماعی پل زننده نامیده می‌شود. این خیلی مهم است، برای اینکه کمک می‌کند گروه‌ها از اتاق پژواک عایق بندی‌شده‌شان بیرون بیایند!
پل بزنید تا همه با خرد پیچیده «آلوده» شوند:
مثل پیوند، یک مقدار مطلوب هم برای پل هست. (یک چالش اضافه: سعی کن پل‌های عریضی بکشی که واگیرهای پیچیده نتوانند از آن عبور کنند!) حالا که می‌دانیم چطور اتصالات درون و میان گروها را طراحی کنیم، بیا و ... ... هر دو را همزمان انجام دهیم! پازل نهایی!
اتصالات درون گروهی (پیوند) و میان گروهی (پل) بکش تا خرد در میان کل جمعیت پخش شود:
تبریک، تو الان یک شبکه خیلی خاص را کشیدی! شبکه‌هایی که مخلوط درستی از پیوند و پل هستند بسیار مهم هستند، و نام آنها هست ... «شبکه‌های جهان کوچک»
«وحدت بدون یکریختی». «تفاوت بدون تفرقه». «وحدت در عین کثرت».
مهم نیست که چطور بیان می‌کنیم، مردم در زمان‌ها و فرهنگ‌های مختلف به همین خرد رسیده‌اند: یک جامعه سالم، به مقدار مطلوبی پیوند درون گروها و پل میان گروه‌ها نیاز دارد. که این:
نه این ...
(چون ایده‌ها منتشر نمی‌شوند)
این هم نه ...
(چون گروه‌زدگی گیرت می‌آید)
... اما این: الان دانشمندان علم شبکه یک تعریف ریاضی برای این حکمت کهن دارند: شبکه جهان کوچک . این مخلوط بهینه پیوندها و پل‌ها اتصالات نورونهای ما را توصیف می‌کند ، خلاقیت جمعی و حل مسئله را تقویت می‌کند، و حتی یکبار به ما کمک کرد جان اف کندی، رئیس جمهوری آمریکا، از جنگ اتمی اجتناب کند! آره، جهان‌های کوچک خیلی مهم هستند. خوب، جمع بندی بکنیم ...
(می‌خواهی یک راز را بدانی؟ ) واگیر: ساده پیچیده رنگ واگیر: ابزار را انتخاب کن ... یک شبکه بکش یک آدم اضافه کن «آلوده» اضافه کن جا به جا کن آدم را پاک کن همه را پاک کن (... یا، از کلید‌های میانبر استفاده کن!) [1]: آدم اضافه کن     [2]: «آلوده» اضافه کن
[Space]: بگیر و بکش     [Backspace]: پاک کن
در نتیجه: این همه درباره این است ...
واگیرها و ارتباطات
واگیرها: مثل سیگنالی نورن‌ها در مغز می‌فرستند، باورها و رفتارهایی که مردم در جامعه منتقل می‌کنند. ما نتها روی دوستانمان اثر می‌گداریم، بلکه روی دوستانِ دوستانمان و حتی دوستانِ دوستانِ دوستانمان هم اثر می‌گذاریم! («همان تغییری باش که می‌خواهی در این دنیا ببینی» و غیره و غیره) اما مانند نورونها، این تنها سیگنال نیست که مهم است، این نیز مهم است ...
اتصالات: اتصالات خیلی کم باشند، ایده‌های پیچیده پخش نخواهند شد. اتصالات خیلی زیاد باشند، ایده‌های پیچیده به خاطر گروه‌زدگی نابود خواهند شد. لم آن این است که یک شبکه جهان کوچک بسازیم، مخلوط بهینه‌ای از پیوند‌ها و پل‌ها: وحدت در عین کثرت.
(می‌خواهی شبیه‌سازی خودت را انجام دهی؟ با کلیک کردن روی دکمه (★) حالت جعبه ماسه بازی را امتحان کن،
راستی، سوالی که باهاش شروع کردیم چی شد؟ چرا بعضی اجتماعات ختم می‌شوند به ...
... خرد و یا جنون؟
از نیوتن تا ناسا،
از ناسا تا علم شبکه، از مفاهیم زیادی گفتیم.
امروز، خلاصه کنم، جنون جمعی
الزاماً حاصل رفتار تک تک افراد نیست ، بلکه به خاطر این است که
چطور در دام تار چسبناک شبکه گیر افتاده اند.
البته این به این معنی نیست منکر مسئولیت فردی شویم، زیراکه
ما بافندگان این تار هستیم. بنابراین، واگیرهایت را بهتر کن:
نسبت به ایده‌های چاپلوسانه شکاک باش،
برای درک ایده‌های پیچیده وقت صرف کن، و ارتباطاتت را بهتر کن:
با آدمها مشابه پیوند داشته باش، اما بر فراز تفاوت‌های فرهنگی و سیاسی هم پل بساز.
ما می‌توانیم یک تار خردمند بسازیم، مطمئنا سخت تر از خط خطی کردن
روی صفحه نمایش است ... ... اما ارزشش را دارد.
«بزرگترین فتوحات و فجایع تاریخ معلول این نبوده که آدمها اساساً خوب یا بد هستند، بلکه معلول این بوده که آدمها اساساً آدم هستند.»
~ Neil Gaiman & Terry Pratchett
3>
created by
NICKY CASE
play my other shtuff · follow my tweeter

lots of love and thanks to
MY PATREON SUPPORTERS
see names & drawings of supporters · see playtesters
help me make more like this! <3

مترجم:‌ حامد سیدعلائی . من در توئیتر . حمایت از مترجم به ریال و غیره

♫ music is "Friends 2018" and "Friends 2068" by Komiku
</> Crowds is fully open source

برنده شروع شبیه‌سازی از اول دوباره بکش Fan-made translations: What the, no fan-made translations exist yet?! (add your own!)

یک پاسخ سریع به خرد جمعی جیمز سوروویکی

اول بگم که من این کتاب را نقد نمی‌کنم. کتاب خوبی است و سوروویکی سعی کرده همان پرسش من را پاسخ دهد: «چرا یک جمع به جنون یا خرد می‌رسد؟»

پاسخ سوروویکی: تصمیم یک جمع وقتی تصمیم خوبی است که هر فرد تا جای ممکن از دیگران مستقل باشد. او داستان یک جشنواره محلی را نقل می‌کند، که در آن مردم خواسته‌شده که وزن یک گاو را تخمین بزنند. به طور شگفت انگیزی، میانگین همه تخمین‌ها از هر یک تخمین تنها بهتر بود. اما یک نکته کوچکی هست: ملت باید به طور مستقل از دیگران حدس بزنند. و اگر نه، تحت تأثیر اولین تخمین‌های علط، میانگین فاصله زیادی از مقدار واقعی خواهد داشت.

اما... من فکر نمی‌کنم که جواب نهایی این است که «تا جای ممکن همه را مستقل کنید». حتی نوابغ، که به اشتباه از مستقل‌ترین اندیشمندان فرض شده‌اند، عمیقا تحت تأثیر دیگران هستند. همانطور که سر آیزاک نیوتن گفته، «با ایستادن بر شانه بزرگان است که من دورترها را دیده‌ام.»

خوب، کدوم ایده بالاخره درست است؟ خرد حاصل تنها اندیشیدن است یا با دیگران اندیشیدن؟ جواب این است: «بله».

این چیزی است که در شرح قابل اکتشاف توضیح می‌دهم: چطور به مقدار مطلوب استقلال و وابستگی برسیم — و اینگونه به جمعی خردمند برسیم.

چه نوع اتصالات دیگری وجود دارند؟

در شبیه‌سازی ساده شده من، ملت تنها از طریق رابطه دوستی به هم متصل هستند، و همه دوستی‌ها برابر هستند. اما دانشمندان شبکه راه‌های دیگری را هم برای ارتباط در نظر می‌گیرند، مانند:

اتصالات جهت دار. آنا رئیس بابک است، اما بابک رئیس آنا نیست. حامد پدر سینا است، اما سینا پدر حامد نیست. رئیس و پدر ارتباط جهت‌دار هستند: رابطه یک طرفه هست. اما برخلاف این، رابطه دوستی یک رابطه دو طرفه است و ارتباط در دوسمت به یک شکل است. (امیدوارم)

اتصالات وزن‌دار. الهام و فرانک با هم آشنا هستند. بهرام و عثمان دوستان صمیمی هستند. با اینکه در هر دو حالت رابطه دوستی داریم، رابطه دومی قوی‌تر است. می‌گوییم که این تو ارتباط، «وزن‌های» مختلف دارند.

به خاطر داشته باش: همه شبیه‌سازی‌ها اشتباه هستند. درست همانطور که هر نقشه‌ای «اشتباه» است. نقشه سمت چپ را می‌بینی؟ ساختمان‌ها بلوک‌های خاکستری بی‌خاصیت نیستند! کلمات بالای شهر‌ها شناور نیستند! با این همه، نقشه‌ها مفید هستند، نه علیرغم ساده بودن، بلکه به دلیل ساده بودن. همین در باره هر شبیه‌سازی یا نظریه علمی هم صحیح است. البته که «اشتباه» هستند — و این آنها را «مفید» می‌کند.

چه واگیرهای دیگری وجود دارند؟

راه‌های خیلی خیلی زیادی هست که دانشمندان شبکه می‌توانند یک «واگیر» را شبیه‌سازی کنند! من ساده‌‌ترینش را برای مقاصد آموزشی انتخاب کردم. اما راه‌های دیگری که می‌توانیم انجام دهیم:

واگیر‌های احتمالاتی . تماس داشتن با یک واگیر تضمین نمی‌کند که آلوده می‌شوی، بلکه تنها احتمال آلودگی را افزایش می‌دهد.

ملت آستانه‌های مختلفی برای آلوده شدن دارند. در شبیه‌سازی من فرض شده بود که همه یک آستانه دارند، برای همه آستانه عرق خوری ٪۵۰ بود، برای داوطلب شدن ٪۲۵ و در مورد اخبار جعلی ٪۰. البته که این در زندگی واقعی درست نیست، و تو می‌توانی این را در شبیه سازی‌ات منظور کنی.

بوم شناسی واگیرها اگر چند واگیر با آستانه‌های مختلف داشتیم چه می‌شد؟ مثلا یک واگر ساده «جنون» و یک واگیر پیچیده «خرد». اگر کسی آلوده به جنون شد، ممکن است که به خرد آلوده شود؟ یا برعکس؟ ممکن است که کسی آلوده هر دو شود؟

واگیرهایی که جهش و تکامل پیدا می‌کنند. ایده‌ها کاملا شبیه ویروس‌ها از یک فرد به فرد دیگر منتقل نمی‌شوند. مثل بازی تلفن، که یک نفر در گوش کسی یک جمله را می‌گوید و او هم سعی می‌کند همان را در گوش نفر بعدی تکرار کند. با هر بار گفتن، پیغام کمی تغییر می‌کند. — و بعضی وقتها پیغام تغییر کرده از پیغام اصلی آلوده کننده تر است! بنابراین، در طی زمان ایده‌ها «تکامل» پیدا می‌کنند تا گیراتر، قابل کپی‌تر و آلوده کننده‌تر شوند.

می‌خواهم بیشتر یاد بگیرم! چه بخوانم و بازی کنم؟

این شرح قابل اکتشاف تنها یک سکوی پرش برای کنجکاوی تو هست، تا یک شیرجه حسابی بزنی و به عمق استخر دانش بروی! اینجا مطالب بیشتری درباره شبکه‌ها و سیستم‌های اجتماعی هست:

Book: Connected by Nicholas Christakis and James Fowler (2009). An accessible tour of how our networks affect our lives, for good or ill. Here's an excerpt: Preface & Chapter 1

تعاملی: تکامل اعتماد نیکی کیس (۲۰۱۷) و ترجمه فارسی من. یک بازی درباره نظریه بازی و اینکه همکاری چطور شکل می‌گیرد ... و یا نابود می‌شود.

تعاملی: داستان چندضلعی‌ها وی هارت و نیکی کیس (۲۰۱۴) و ترجمه فارسی من. داستان اینکه چطور انتخاب‌های بی ضرر می‌توانند منجر به یک دنیای پر خطر بشوند.

Or, if you just want to see a whole gallery of interactive edu-things, here's Explorable Explanations, a hub for learning through play!

«تقریبا همه دانشجویان گزارش داده اند که دوستانشان بیشتر از آنها مست می‌کنند.»

“Biases in the perception of drinking norms among college students” by Baer et al (1991)

توهم اکثریت

“The Majority Illusion in Social Networks” by Lerman et al (2016).
مربوط پارادکس دوستی .

«شواهد آماری قوی که دخانیات، سلامتی، شادی، الگوی رأی دادن، و میزان همکاری واگیر هستند.»

From Nicholas Christakis and James Fowler's wonderfully-written, layperson-accessible book, Connected (2009).

«شواهدی که نشان می‌دهند خودکشی نیز واگیر دارد.»

“Suicide Contagion and the Reporting of Suicide: Recommendations from a National Workshop” by O'Carroll et al (1994), endorsed by the frickin' Centers for Disease Control & Prevention (CDC).

«شواهدی که نشان می‌دهند تیراندازی به جمع نیز واگیر دارد.»

“Contagion in Mass Killings and School Shootings” by Towers et al (2015).

همینطور: پویش اسمشان را نبرید، که خواستار این است که در اخبار اسمی از قاتل توده مردم برده نشود، اعلامیه آنها خوانده نشود و شبکه‌های اجتماعی آنها پخش نشوند، تا واگیر پخش نشود. به جایش، اخبار باید روی قربانی‌ها، مدافعین، شهروندان قهرمان، و اندوه و التیام جامعه تمرکز کنند.

مؤسسات مالی جهان در سال ۲۰۰۸ در دام چنین آبشاری افتادند.

“Lemmings of Wall Street” by Cass Sunstein, is a quick, non-technical read. Published in Oct 2008, right in the wake of the crash.

«نظریهٔ واگیرهای پیچیده.»

“Threshold Models of Collective Behavior” by Granovetter (1978) was the first time, as far as I know, anyone described a "complex contagion" model. (although he didn't use that specific name)

“Evidence for complex contagion models of social contagion from observational data” by Sprague & House (2017) shows that complex contagions do, in fact, exist. (at least, in the social media data they looked at)

و در انتها، “Universal behavior in a generalized model of contagion” by Dodds & Watts (2004) proposes a model that unifies all kinds of contagions: simple and complex, biological and social!

«صاریغ سیزده پستان دارد.»

۱۲ تا روی یک دایره هستند و یکی در مرکز.

گروه‌زدگی

این عبارت الهام گرفته شده از اورول، اولین بار توسط ایروینگ ال. جنیس در ساله ۱۹۷۱ مطرح شد. در این مقاله، جنیس حالتهایی از گروه‌زدگی را بررسی کرده، علل را نام برده و — و البته — تعدادی راه حل پیشنهاد داده.

«سرمایه اجتماعی پیوندی و پلی

روبرت پوتمن در کتاب سال ۲۰۰۰ اش، بولینگ به تنهایی . اسم این دو دسته سرمایه اجتماعی را — «پیوند و پل‌» — گذاشته، کشفش: تقریبا در همه مطالعات تجربی ارتباطات اجتماعی، آمریکایی‌ها از همیشه تنها تر هستند. عجب.

«سرمایه اجتماعی پل یک مقدار مطلوب دارد» “bridging social capital has a sweet spot”

«قدرت روابط ضعیف» نوشته گرانووِتِر (۱۹۷۳) نشان می‌دهد که ارتباطات میان گروه‌ها به پخش واگیرهای ساده (مانند اطلاعات) کمک می‌کنند، اما «واگیرهای پیچیده و ضعف روابط طولانی» نوشته سنتولا و ماسی (۲۰۰۷)، نشان می‌دهد که ارتباطات میان گروه‌ها ممکن است به پخش واگیرهای پیچیده کمکی نکنند، حتی ممکن است به پخش آنها آسیب برسانند!

شبکه جهان کوچک

ایده «جهان کوچک» با آزمایش ۱۹۶۹ تِرَوِرس و میلگرام عمومی شد. آنها نشان دادند که به طور متوسط هر دو آدمی که به صورت تصادفی در آمریکا انتخاب شوند، تنها به اندازه شش رابطه دوستی از هم فاصله دارند — «شش درجه جدایی»!

با مقاله ۱۹۹۸ واتس و استروگتس «پویایی جمعی شبکه‌های جهان کوچک» یک مقدار گوشت ریاضی به تن شبکه‌ جهان کوچک نشست. در این مقاله الگوریتمی پیشنهاد شد که می‌توانست شبکه‌هایی بسازد که به طور همزمان هم طول مسیر میانگین کوتاهی داشتند (درجه جدایی کم) و هم خوشه‌ای بودند (دوستان، دوستان مشترک بسیار دارند) — و این شبکه است که درست مقدار مطلوب را دارد!

می‌توانی با اقتباس بصری مقاله بازی کنی، کاری از برِت ویکتور (۲۰۱۱).

«شبکه‌های جهان کوچک وصف می‌کنند که چطور نورون‌های ما به هم وصل هستند»

“Small-world brain networks” by Bassett & Bullmore (2006).

«شبکه جهان کوچک خلاقیت جمعی ایجاد می‌کند»

«همکاری و خلاقیت: مسئله جهان کوچک» نوشته اوتزی و اسپیرو (۲۰۰۵). این مقاله شبکه اجتماعی برادوی را در طول زمان بررسی کرده است و نشان داده که این شبکه وقتی خیلی خلاق است که یک «شبکه جهان کوچک» است!

«شبکه جهان کوچک توانایی حل مسئله جمعی را افزایش می‌دهد»

نگاهی به «فیزیک اجتماعی» نوشته استاد ام آی تی آلکس سندی پنتلند (۲۰۱۴) بیانداز که با رویکردی داده محور هوش جمعی را بررسی کرده.

«شبکه‌ جهان کوچک به جان اف کندی کمک کردند که از یک جنگ اتمی پرهیز کند!»

انفجار چلنجر ناسا به کنار، بدنام‌ترین مثال گروه‌زدگی شکست مفتضحانه خلیج خوک‌ها بود. در سال ۱۹۶۱، رئیس جمهور جان اف کندی و تیم مشاورانش — بنا بر دلایلی — فکر کردند که ایدهٔ خوبی است که به صورت مخفیانه به کوبا حمله کنند و فیدل کاسترو را سرنگون کنند. ناموفق بودند. در عمل از ناموفقیت هم بدتر بود: به بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ ختم شد، هیچ وقت جهان آنقدر به یک جنگ اتمی تمام عیار نزدیک نبوده.

آره، جان اف کندی در این مورد خیلی گند زد.

اما با درسی که از رسوایی خلیج خو‌ک‌ها گرفت، جان اف کندی تیمش را دوباره سازماندهی کرد تا جلوی گروه‌زدگی را بگیرد. در میان همه کارها: ۱- فعالانه افراد را تشویق کرد که نقد کنند، بدین ترتیب «آستانه واگیر» برای ایده‌های متفاوت را کاهش داد. و ۲- تیمش را به زیرگروه‌هایی تقسیم کرد که به کل گروه ساختار «شبکه جهان کوچک» داد! این آرایش باعث شکل گیری سالم نظرات متنوع می‌شود که خیلی از هم گسسته نیستند — خرد جمعی.

و بدین صورت، همان افردای که تصمیم خلیج خوک‌ها را گرفتند، باز آرایی شدند تا در مورد بحران موشکی کوبا تصمیم بگیرند ... تیم کندی توانست به یک توافق صلح آمیز با رهبر اتحاد جماهیر شوروی، نیکیتا خروشچف برسد. شوروی موشک‌هایش را از کوبا برداشت و در مقابل آمریکا تصمین کرد که به کوبا دوباره حمله نکند. (و همچنین به صورت مخفیانه موافقت کرد که موشک‌های آمریکایی را از ترکیه خارج کند.)

و این داستان این است که چگونه نوع بشر تا نزدیکی انقراض رفت. اما شبکه جهان کوچک ما را نجات داد! تقریبا.

می‌توانی در Harvard Business Review و یا مقاله اصلی گروه‌زدگی بیشتر درباره‌اش بخوانی.

«ما روی دوستانِ دوستانِ دوستانمان اثر می‌گذاریم!»

Again, from Nicholas Christakis and James Fowler's wonderful book, Connected (2009).

«به ایده‌های چاپلوسانه شک کنید!»

بله، شامل ایده‌های این شرح قابل اکتشاف هم می‌شود.

★ زمین بازی ★

کلید‌های میانبر (1, 2, space, backspace) در تمام پازل‌ها کار می‌کنند. می‌توانی به یک قسمت دیگر بروی و شبیه‌سازی را همانجا ویرایش بکنی. راستش این همان روشی هست که من همه این پازل‌ها را ساختم. خوش باشی!